یک نوروز دیگه هم گذشت و سین هشتم کسی نشدم ، هه
نوشته های برچسب خورده با ‘سین’
دوباره روز از نو… نوروز مبارک همین. عکس نوشت : حس خوبی داره … تو گلوش بغض داره … مثلِ حس من موقع تحویلِ سال… سین نوشت : سین مثلِ من ، مثلِ حال من، سین یعنی همین من ، خودِ خود من ، همین سارا… یعنی منی که ….
سین صدای توست که می رسد از سیم تا سکوت هر بار از سین به تو میرسم سارا کسیتی سارا جز نیمی از تمام که می دود تا همه ی خود تا سیب بر شیب تند عصر مسعود احمدی پ.ن1: این شعر در برگه » سین مثلِ … » نوشته شد. پ.ن2: از این جاست [...]


