بایگانیِ دستهٔ ‘نوشته هایی که دوست دارم’

نباید کسی بفهمد دل و دستِ این خسته‌ی خراب از خوابِ زندگی می‌لرزد. باید تظاهر کنم حالم خوب است راحت‌ام، راضی‌ام، رها … …راهی نیست. مجبورم! باید به اعتمادِ آسوده‌ی سایه به آفتاب برگردم علی صالحی سین نوشت : این روزها تظاهر میکنم به خوب بودن اگه پا پس بکشم ، کم بیارم نابود میشم [...]

چه حقیر است این عشق گر بماند به میان من و تو خود بمیرد در خود گر ببندد درِ خود… و بماند به میان من و تو عشق دربسته ناسزایی است به عشق همگان او که سیبی را دوست می دارد به همه مهر می ورزد که همه از گوهر یکتایند من به خوبی میدانم [...]

سین صدای توست که می رسد از سیم تا سکوت هر بار از سین به تو میرسم سارا کسیتی سارا جز نیمی از تمام که می دود تا همه ی خود تا سیب بر شیب تند عصر مسعود احمدی پ.ن1: این شعر در برگه » سین مثلِ … » نوشته شد. پ.ن2: از این جاست [...]

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق، که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه [...]

نمی نویسم ، چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی ! … حرف نمی زنم ، چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی ! … نگاهت نمی کنم ، چون تو اصلا نگاهم را نمی بینی ! … صدایت نمی زنم ، چون اشک های من برای تو بی [...]

اگر به خانه ي من آمدي برايم مداد بياور مداد سـيــاه مي خواهم روي چهـــره ام خـط بكشـم تا به جــــرم زيبايي در قـــــفس نيفتم يك ضربـــدر هم روي قلبـــم تا به هوس هم نيفتم يك مداد پاك كن بده براي محـو لـب ها نمي خواهم كسي به هواي سرخيشان ، سياهم كنديك بيلـچــه، تا [...]