بایگانیِ دستهٔ ‘مناسبت’

بیست و دو سالگیم هم تموم شد بزرگ نشدم ، پیر شدم !   ساعتای آخر روز تولدمه انتظار عجیبی دارم  ، اما نمیدونم منتظر چی هستم !   آیا من هم مثل بسیاری از همین زندگان گم شده ای دارم ؟

زادروز ؟

Posted: 30 مه 2011 in مناسبت
برچسب‌ها:

تصمیم داشتم واسه روزِ تولدم یه پست آماده کنم دو روز از تولدم گذشت و کلمه هام کنار هم جفت نشد یه سال دیگه هم گذشت سالی پر از … بگذریم…   مهم اینه که روز تولدم پیشم بود :)

دوباره روز از نو… نوروز مبارک همین. عکس نوشت : حس خوبی داره … تو گلوش بغض داره … مثلِ  حس من موقع تحویلِ سال… سین نوشت : سین مثلِ من ، مثلِ حال من، سین یعنی همین من ، خودِ خود من ، همین سارا… یعنی منی که ….

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق، که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه [...]

معلـ ـوم نشـ ـد کـ ـه در طـ ـربخانـه ی خـ ـاک نقـ ـاش ازل بهر چه آراسـ ـت مـ ـرا خـیـ ـام جای من خالی است جای من در عشق جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار جای من در شوق تابستانی آن چشم جای من در طعم لبخندی که از دریا [...]