بایگانیِ دستهٔ ‘عکس’

سال نو مبارک !

Posted: 27 مارس 2012 in خط خطی های ذهنم, عکس
برچسب‌ها: , ,

  یک نوروز دیگه هم گذشت و سین هشتم کسی نشدم ، هه

یه شبایی دلت گرفته است و دوس داری با یکی حرف بزنی !! میری سراغ یه دوست ! میبینی در اون لحظه حالش خیلی خوشه… توام نمیخوای حالِ خوششو به هم بزنی میری سراغ یکی دیگه … اون که حرف میزنه متوجه میشی حال اون از تو داغونتره و دردِ تو در مقابلش هیچه! میشینی [...]

لعنت به من لعنت به این زندگیم لعنت به سـارا و متعلقاتش … پ.ن : یه حالی دارم این روزا نه آرومم … نه آشوبم سین نوشت : بعضى شبا دلت ميخواد  يکى باشه که سرِتو بذارى رو سينه اش تا خوابت ببره مثل امشب که تب کردم لازم نيست شخص خاصى باشه فقط  مهم [...]

دوباره روز از نو… نوروز مبارک همین. عکس نوشت : حس خوبی داره … تو گلوش بغض داره … مثلِ  حس من موقع تحویلِ سال… سین نوشت : سین مثلِ من ، مثلِ حال من، سین یعنی همین من ، خودِ خود من ، همین سارا… یعنی منی که ….

آروم

Posted: 9 فوریه 2011 in خط خطی های ذهنم, عکس
برچسب‌ها: , ,

آرامش را از دریا گرفتم دریا طوفانی شد و من آروم … سین نوشت : برگشتم دریا مشوش بود بی قرار بود بر عکس همیشه !

بی دعوت

Posted: 30 ژانویه 2011 in شعرِ شاعران, عکس
برچسب‌ها: , ,

چقدر گفتم حالِ همه‌ی ما خوب است و باز تو حتی باورت نشد خُب راستش را بخواهی آن روز باد می‌آمد من هم دروغ گفته بودم به آسمان يعنی گفته بودم خوبيم، حالمان خوب است … اما تو عاقل‌تر از آنی که باورت شود علی صالحی سین نوشت : ما هم یه روز خاطره میشیم [...]

نباید کسی بفهمد دل و دستِ این خسته‌ی خراب از خوابِ زندگی می‌لرزد. باید تظاهر کنم حالم خوب است راحت‌ام، راضی‌ام، رها … …راهی نیست. مجبورم! باید به اعتمادِ آسوده‌ی سایه به آفتاب برگردم علی صالحی سین نوشت : این روزها تظاهر میکنم به خوب بودن اگه پا پس بکشم ، کم بیارم نابود میشم [...]

چه حقیر است این عشق گر بماند به میان من و تو خود بمیرد در خود گر ببندد درِ خود… و بماند به میان من و تو عشق دربسته ناسزایی است به عشق همگان او که سیبی را دوست می دارد به همه مهر می ورزد که همه از گوهر یکتایند من به خوبی میدانم [...]

به سراغ من اگر می آیی فرقی ندارد نرم و آهسته بیایی یا نه شکست ! چینیِ نازکِ تنهاییِ من

سین صدای توست که می رسد از سیم تا سکوت هر بار از سین به تو میرسم سارا کسیتی سارا جز نیمی از تمام که می دود تا همه ی خود تا سیب بر شیب تند عصر مسعود احمدی پ.ن1: این شعر در برگه » سین مثلِ … » نوشته شد. پ.ن2: از این جاست [...]