چقدر گفتم حالِ همهی ما خوب است و باز تو حتی باورت نشد خُب راستش را بخواهی آن روز باد میآمد من هم دروغ گفته بودم به آسمان يعنی گفته بودم خوبيم، حالمان خوب است … اما تو عاقلتر از آنی که باورت شود علی صالحی سین نوشت : ما هم یه روز خاطره میشیم [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘شعرِ شاعران’
نباید کسی بفهمد دل و دستِ این خستهی خراب از خوابِ زندگی میلرزد. باید تظاهر کنم حالم خوب است راحتام، راضیام، رها … …راهی نیست. مجبورم! باید به اعتمادِ آسودهی سایه به آفتاب برگردم علی صالحی سین نوشت : این روزها تظاهر میکنم به خوب بودن اگه پا پس بکشم ، کم بیارم نابود میشم [...]
سین صدای توست که می رسد از سیم تا سکوت هر بار از سین به تو میرسم سارا کسیتی سارا جز نیمی از تمام که می دود تا همه ی خود تا سیب بر شیب تند عصر مسعود احمدی پ.ن1: این شعر در برگه » سین مثلِ … » نوشته شد. پ.ن2: از این جاست [...]
شبیه برگ پاییزی ، خداحافظ ای دلبستگی هایم
Posted: 27 سپتامبر 2010 in مناسبت, نوشته هایی که دوست دارم, خط خطی های ذهنم, دلتنگی, شعرِ شاعران, عکسبرچسبها: 5مهر, پاییز
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق، که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه [...]
من دلم برای آن شب قشنگ من دلم برای جاده ای که عاشقانه بود آن سیاهی و سکوت چشمک ستاره های دور من دلم برای «او» گرفته است… گروس عبدالملکیان سین نوشت : من دلم عجیب گرفته است برای او … برای هر دویمان …
به مناسبت روز تولدم
Posted: 28 مه 2010 in مناسبت, خط خطی های ذهنم, شعرِ شاعران, عکسبرچسبها: محمد علی بهمنی, محمدرضا عبدالملکیان, تولد, خیام, خرداد
معلـ ـوم نشـ ـد کـ ـه در طـ ـربخانـه ی خـ ـاک نقـ ـاش ازل بهر چه آراسـ ـت مـ ـرا خـیـ ـام جای من خالی است جای من در عشق جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار جای من در شوق تابستانی آن چشم جای من در طعم لبخندی که از دریا [...]
آوای تو
Posted: 17 مه 2010 in خط خطی های ذهنم, دلتنگی, شعرِ شاعران, عکسبرچسبها: فریدون مشیری, لالایی, انتظار
شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی آوای تو می خوانَدَم از لاینتاهی آوای تو می آرَدَم از شوق به پرواز شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی فـریـدون مـشـیـری در این شب هایی که خواب با من غریبی می کند و چشمانم انتظار [...]
گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدم های تو را … تو رو یا منو ؟
رفتار من عادی است اما نمی دانم چرا این روزها از دوستان و آشنایان هرکس مرا میبیند از دور میگوید: این روزها انگار حال و هوای دیگری داری! اما من مثل هر روزم با آن نشانیهای ساده و با همان امضا، همان نام و با همان رفتار معمولی مثل همیشه ساکت و آرام این روزها [...]


