بچه که بودم همیشه یه اسمو خیلی دوس داشتم
نمیدونم از کجا شنیده بودم این اما خیلی دوسش داشتم
اسمِ خاصی ام نبود
اون قدر این اسم برام عزیز شده بود که تصمیم داشتم وقتی بزرگ شدم اسم بچه ام همین باشه
بچه بودم و هزار و یک رویا…
دوس داشتم زودتر بزرگ بشم و اسم بچه امو به این نام بذارم تا قبل از این که کسی این اسمو انتخاب کنه
بزرگ شدم و این اسم هر روز برام مقدس تر میشد
یه روز یکی اومد تو زندگیم
با همون اسم
دوسش داشتم
عاشقش شدم
خودش مثلِ اسمش برام مقدس شد
خودش رفت
اسمش موند
حالا اون اسم با صاحبِ اون شخصیت برام مقدسه



کسی که رفته
ارزش نداره
البته اگه بی دلیل رفته باشه
نگفته رفته باشه
نامردی کرده باشه
نه ، دلیل داشت …
دلیلش ….
اما بازم برام با ارزشه
مادر من تقریبا به این اعتقاد داره که آدما به همون اسمی که از بچگیشون دوست داشتن ،میرسن.
برای خودش که اینطور شده;-)
یکی دیگه رو هم میشناسم که اونم یه اسمی رو از بچگی خیلی دوست میداشت و میخواست بذاره رو بچهاش، ولی خب حالا پدر بچهاش اون اسم رو داره :-)
کاش آخر قصه منم همینجوری میشد…..
منم یه اسمی رو دوس دارم!
اما نه کسی به این اسم رو دوس داشتم، نه به کسی به این اسم رسیدم!
فقط سال 84 یه سال یه نفر با این اسم اومد تو زندگیم و رفت!
تو هم باید یه سری مقدساتت رو کنار بزاری!
مثل همین اسم و همین شخص
یکی اومد تو زندگیم
خودش رفت اما هنوز هست
میبینمش … میشنوم صداشو … حسش میکنم
هنوزم دوستش دارم