بنویسم که یادم بماند
این روز
این ساعت
این دقیقه
این ثانیه
این لحظه های نبودنت
این بی تابی های نداشتنت
این بی قراری های خواستنت
باید بنویسم
بنویسم که یادم نرود
یادم نرود که نیستی
که رفتی
که «شاید» دیگر نیایی
کاغذم کو ؟
قلمم کو ؟
اینجا کافی نیست
باید در دفترم بنویسم
تاریخ بزنم
به شمسی
میلادی فراموش می شود
زمستان 89 ؟
اسفند 89؟
نه !
باید خوب یادم بماند
17 اسفند 89 ساعت یازده شب بود
امضا :
سارا




بنویسم:
به درک!
انگار جز «به درک» هم راه دیگه ای نیست !
به درک!
; ) : )