لحظه

Posted: 14 مارس 2011 in خط خطی های ذهنم, دلتنگی

باید بنویسم

بنویسم که یادم بماند

این روز

این ساعت

این دقیقه

این ثانیه

این لحظه های نبودنت

این بی تابی های نداشتنت

این بی قراری های خواستنت

باید بنویسم

بنویسم که یادم نرود

یادم نرود که نیستی

که رفتی

که «شاید» دیگر نیایی

کاغذم کو ؟

قلمم کو ؟

اینجا کافی نیست

باید در دفترم بنویسم

تاریخ بزنم

به  شمسی

میلادی فراموش می شود

زمستان 89 ؟

اسفند 89؟

نه !

باید خوب یادم بماند

17 اسفند 89 ساعت یازده شب بود

امضا :

سارا

دیدگاه‌ها
  1. امین می‌گه:

    بنویسم:
    به درک!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s