هرچی میخوای اسمشو بذار

Posted: 3 مارس 2011 in خط خطی های ذهنم
برچسب‌ها: ,

خیلی وقته میخوام آپ کنم اما اصلا دست و دلم به نوشتن نمیره …

کلا خاطره نویسی رو تو وبلاگ دوست ندارم !

میدونم این پست از اوناست که چند روز دیگه حذفش میکنم ! اینجاست که میگن چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی…؟ اما کو عقل ؟ عاقل کیه ؟

پس اگه این پست رو خوندین و دیدن چند روز دیگه حذف شده بدونین نویسندش عقلشو از دست داده !

الان که من دارم اینجا مینویسم اونطرف شهر مراسم خاک سپاریِ یه مادره ….

مادر …

نمیشه تصور کرد نبودنشو …

وقتی رفیقتو تو اون حال میبینی تمام سعیتو میکنی که همدردی کنی باهاش اما نمیشه …

فقط میگشه گفت تسلیت میگم رفیق … خدا بهت صبر بده

طاقت بیار رفیق …

پ.ن:

بچه ها اسمِ امسالو گذاشتن سال سیاه 89 !

خیلی خبر فوت شنیدیم امسال ، خیلی !

سین نوشت :

اسفند خیلی دلگیره …

همیشه آخر همه چی همینجوریه!

سین نوشتی اندر احوال این روزهای خودم :

صبحا شیرین میزنم :دی

ظهرا ترشم

و شب تلخ …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s