بی دعوت

Posted: 30 ژانویه 2011 in شعرِ شاعران, عکس
برچسب‌ها: , ,

چقدر گفتم حالِ همه‌ی ما خوب است و باز
تو حتی باورت نشد
خُب راستش را بخواهی
آن روز باد می‌آمد
من هم دروغ گفته بودم به آسمان
يعنی گفته بودم خوبيم، حالمان خوب است …

اما تو عاقل‌تر از آنی که باورت شود

علی صالحی

سین نوشت :

ما هم یه روز خاطره میشیم !

من یه مهمون ناخونده ام ، یکی که بی دعوت اومده !

دارم میرم سفر !

دیدگاه‌ها
  1. Siavash Pakseresht می‌گه:

    Chera inghad Parishono Na omidi sara?

  2. حامد می‌گه:

    بهبه.چه عجب رنگ قلم سارا رو دیدیم ما…………..ببخشید چند وقتی نیومدم واسه امتحانا سرو یکم شلوغ بود.هنوزم عوض نشدی.امیدوار بودم تغییر کرده باشی سارا…………دوست من حتی بدترین چیزها هم می تونه زیبا به نظر بیاد.

  3. akharinmard می‌گه:

    ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﯿﻢ ، ﺳﻔﺮ خوش

  4. Morteza می‌گه:

    توجه کرده ای ؟ چه احوال پرسی های دردناکی از هم می کنیم؟
    «چطوری؟ حالت خوبه؟» به نظرت پاسخ چیه؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s