سین
صدای توست
که می رسد از سیم تا سکوت
هر بار از سین به تو میرسم سارا
کسیتی سارا
جز نیمی از تمام
که می دود تا همه ی خود تا سیب
بر شیب تند عصر
مسعود احمدی
پ.ن1:
این شعر در برگه » سین مثلِ … » نوشته شد.
پ.ن2:
از این جاست : آدومید
سین
صدای توست
که می رسد از سیم تا سکوت
هر بار از سین به تو میرسم سارا
کسیتی سارا
جز نیمی از تمام
که می دود تا همه ی خود تا سیب
بر شیب تند عصر
مسعود احمدی
پ.ن1:
این شعر در برگه » سین مثلِ … » نوشته شد.
پ.ن2:
از این جاست : آدومید
خیلی قشنگ بود :)
یادم باشه یه چیز تو این مایه ها برای بلاگت بگم :دی
وقتی فکرم خوب باز شد
الانم فکرم کار نمیکنه :دی
خب باشه
امیدوارم فکرت به زودی به کار بیفته :دی
به نظر من شاعر باید به این نکته اشاره می کرد که ای کاش صدا را با سین می نوشتند!
نظر جالبی بود
اگه روزی شاعر شدم به این نکته اشاره می کنم
ممنون که سر زدی
kheili ghashang bood sara……………..aslan midoonesti sara too she@r namade elaheye eshghe????
جدی ؟
نمیدونستم
نقش سارا رو تو شعرا خیلی نمیبینم
راستش خیلی دنبال شعری مثل این گشتم که ازش تو وبلاگم استفاده کنم
آره.من خودم اسم سارا رو به خاطر الهه ی عشق بودنش خیلی دوست دارم.شقایق نماد معشوقه که خیلی تو شعرا کاربرد داره چون همه می دونن.ولی مثلا مریم که نماد مظلومیته هم کاربرد کمتری داره.مثل سارا چون کمتر کسی این نمادا رو می دونه.من خودم هر 3 تاشونو تو یکی از شعرام استفاده کردم.
شعراتو میشه به منم نشون بدی ؟:D
من واقعا نمیدونستم، مرسی که گفتی
چرا كه نه دوست خوبم.برات ميل مي كنم……..
سارا یعنی بی تفاوت بودن به بقیه یعنی دل سنگ
سارا یعنی سرد بودن
همه ی ساراها ی جورای نامردند.
خب اینم یه نظریه
اما شاید یه استثنایی هم وجود داشته باشه
شاید فقط یک سارا باشه سنگ دل نباشه …
درسته همه ساراها يه جورايي دل سنگن اما من بازم سارام رو دوست دارم